تبليغاتX
راز دل به رخسار تو گویم یار
 

 

 

{آ} {آ} {آ}
راز هجران
با تو خواهم گفت
رازی از عبور
راز هجران پرستوهای
دور راز یک باغ
بدون باغبان
راز یک دشت بدون
سایه بان باغبان رفت
و همه گلها فسرد
رونق ایام مارا باد برد

راز

برای پی بردن به من
قایقی کاغذی بساز
برا یادگاری

روی تن قایق مسافر
رو بنویس تا من و به
یاد بیاری



اون وقت قایق رو با
تموم خاطرات
رها کن در دریا



اون وقت میبینی که
چیزی نبودم جز
خاطره تویه رویا








ای نمی دانم!
هر چه هستی باش!
اما کاش....
نه؛ جز اينم ارزويی نيست:
هر چه هستی باش!
اما باش!



نگاهت بيانگر راز دلت
نبود ! کاش اينچنين
بود. نمي دانم رفتنت
را ، به پاي کدامين گناه
خود بگذارم ؟ عشقم ؟
صداقتم ؟ شايد
هم صميميتم ؟
بگو تا بدانم ! من که تو را
بارها و بارها از آن
خود دانستم ، حال چگونه
باور کنم که مرا براي
هميشه تا ابد
و قيامت ترک کرده اي !
.
.
.

چگونه باور کنم ؟؟؟



چه مي شد گر تو را من باز مي ديدم

دمـي امشب تو را دمـساز مـي ديدم



چه مي شـد از وراي شـيشه هاي غم

تــو را يـكباره ديـگر بـاز مـي ديـدم



چه گويم من تورا دردل چه‌مـي بينم

كـه بـر كـويت هـمه دلباز مي ديدم



تو اي تك‌كهكشان‌عشق هستي بخش

تـو را يـك آسـمان پـروازمــي ديدم



به غـنچه قبل از آنكه گل بگيرد بوي

تـو را بـر گـل گـلاب انداز مي ديدم



و آن لحظه‌كه چون يك‌غنچه‌روئيدي

تـو را چـون يك كبوتر ناز مي ديدم



به مـحرابت عـبادت چون بپا مي شد

نياز مـن تـو را چـون راز مــي ديدم



مـيان لالـه هـاي دشـت احــساسم

تــو را چــون نـغمة آواز مـي ديـدم



وراي وصـل سرسبزت به دل افسوس

فـراقت را مــن از آغــاز مـي ديـدم



بـه صبحي بعد از اين شبهاي ظلماني

چه مي شد گر تو را من باز مي ديدم

ای نازنینم ، با من باش
تنها اميد و بهانه برای زنده بودنم باش ، در تنهايي هايم تو بیا و در رویاهایم باش!
تنهای تنها برای من باش ، این قلب شکسته ام برای توست ، همیشه و همیشه در کنار آن باش !
ای نازنینم تو تنها عشق و یار منی ، پس با من بمان ، عاشق بمان
و برای همیشه در این قلب دیوانه ام باش (مهدی لقمانی)


فهرست اصلي

صفحه اصلي

آرشيو وبلاگ


آرشيو موضوعي

یاد قدیما

سکوت

انتظار

چشم دلم را پذیرا باش

لحظه لحظه

طعنـه نـزن

بدون تو اين زندگي را نميخواهم

خدا وکیلیشو بخوای

شب یلدای چشمانم

در خیال تو

بگو کجایی

گمشده ام

بهار آمد

بهار زندگی در بهاری دیگر

تنها با گلها گویم غمم را

قحطی عشق


دوسـتان

خسته ی دلشکسته

آشنای آبادانی

خدایا چرا عشق را آفریدی ؟؟؟؟

ترا و مرا ؛ بي من و تو ، بن بست خلوتي بس

بنده نواز((هرچی واز هر کجا که رسید))

نوای دل

خیام/ادبیات

غوغای عشق در دفتر عشق(´´مهدی لقمانی´´)

((عشق در زیر پای تو))

سکوت شب;;اقا رضا;;

دوست داشتن عاشقانه( غزال جون)

عاشق گم شده سعيد

***...خدایا فقط تو را دارم...***

خلوتگاه سبز

شب ستان من دات بلاگفا دات کام

در کوچه سار تنهایی(مصیب)

ساده دل

راز نگاه تو..انای عزیز...

رويداد..افشین

با تو تا ابدیت ارزو جون

عشق سرد

آخرت و تصویری از بهشت و جهنم

عشق یعنی...

عاشق.تنها.(¯`·..·´¯)~~>(¯`·..·´¯). .تنهایی.(¯`·..·´¯)

MohY

کتیبه عشق"

لحظه های با تو بودن

درخشش پارسی

ترنم زندگی

دلتنگي هاي شبانه

(ღ♥ღ .: عشق و زندگی:. ღ♥ღ)

روزهای تکراری

تو مي آيي

من يه دوست خوب مي خوام !

.:::غروب عشق:::.

عشق مهربون

صدایی دلنشین تراز دیگران آهنگهایی دل نشین

مرحم سکوت

عــاشـــقـــان دیــــوانـه نــیـسـتــنـد

در امتداد شب

شهاب اسمانی

علی جون

داداش سیاوش

تنها عشق من...برای تو...می نویسم

من از خدا تو رو می خوام

فرشته سکوت مریم جون

خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن

بزرگترین مرجع اطلاعات رایانه

روزهای سرد محمدحسین گلپایگانی

عشق واقعی اقا سعید

وبلاگ اقا داریوش

عشق جاودان مهدی جون

داداش رحمان و دوستاش

جک اس ام دانلود عاشقانه اقا فرهاد

آري تا شقايق هست زندگي بايد کرد(علی جون)

๑۩۞۩๑ آخــرین نـــفس ๑۩۞۩๑ مهبان

اهای تو که این همه دوری ازمن مریم جون

.~^~._ راز عشق _.~^~. سارا و سامان جون

بهار برفی (سعید جون )

نا رفیق(اقا مهران)

هر کی دلش سوخته بیاد تو (مرجان جون)

وبلاگ جنوبی ها

خانه ی تنهایی

ღღღ دنیای سنگی ღღღ

رویای تنهایی 2

صدای باران

اسیر خاک(اقا مسعود)

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند(´´اقا سعید´´)

پسرکی با چشمهای عسلی

به زیرخاکم و هنوز نرفتی از خیال من

اواز دو پرنده

صدای پای نسیم(علی میر شمس(شیدا)

سوال..اقا سعید..

داستانی از یک زندگی

برای او که همیه وجودم برای اوست

عشق ممنوع,,,

به نام اون مهربونی که منو دیونه تو کرد

خاک عاشقی می داند

تــــا ســـبـــز شـــــوم از عــــشــــق

انتظار دل شکسته

میمیرم برات

خیابان نقره ای ( علیرضا محمدی)

تنها تر از تنهایی(حمید)

(¯`•.ღطلوع دوبارهღ.•´¯)"

به نام عشق

مرکز کامپیوتر پارس

خدا و عشق ، شیطان و هوس

خسته دل تنها

تبديل اعداد به فارسي در Word

آتش سرخ عشق

دانلود نرم افزار یزدان

عشق گمشده

عاشق همیشگی

یکی بود یکی نبود( علی جون)

بابا بی خیالش

افسوس و صد افسوس که...........(مهسا جون)

تیک تاک لحظه های زندگی

تا ابد منتظرت میمانم ( رضا جون)

وبلاگ برهان جون

نیلو جان

غروب دل انگیز

عاشقان بی گناه

سکوت شب (سعید جون)

پرنیان جون..باران..

khaste

من و عشق و دلتنگي

"نژاد آریایی؛ نـــژاد برتــــر"

اشکهای پنهونی

►▓◄ تاپ دانلود►▓◄

عشق ابدی

*•.ღ♥ஜ☆★پسران جزیره آرزوها★☆♥ღஜ.•

ninjutsu ..علی زضا..

مهندسی معماری

مهنای عشق..حمید و شیرین..

حرف دل ..علی جون...

کوه ها ,غارها,قلعه های مازندران

(بهترین آموختنی ها وسرگرمی ها )

غروب انتظار

زندگی دفتری از خاطرهاست

ز تز یا ت کتا بمسر تست .. ( رخ سه بهمنی)

امیر جون......

دردم رو به کی بگم؟

عشق مردنی نیست

کاراته ساساکی ها شوتوکان استان یزد

ساحل آرامش سوسن جان


پيوندهاي روزانه

عشق نقره ی(حمید)

زهرا جون

ღ♥ღغوغای عشقღ♥ღ

جملات عارفانه،عاشقانه

وبلاگ مینویسم به یاد گذشته

عشق در زیر پای تو

آسمان بی ستاره


نوشته هاي پيشين

خرداد 1387

اردیبهشت 1387

فروردین 1387

اسفند 1386

بهمن 1386

دی 1386

آذر 1386

آبان 1386

مهر 1386

شهریور 1386

خرداد 1386

اردیبهشت 1386

فروردین 1386


طراح قالب

  A B 2 R R E Z A  


  RSS  

POWERED BY
B L O G F A

 

 

قحطی عشق

دوستان عزیز ضمن عرض سلام خدمت تک تک شما عزیزان از اینکه تا این مدت با وبلاگ راز یار ۲   همراه بوده اید از تک تک شما عزیزان کمال تشکر را دارم. برای مدت زمانی شاید طولانی از حضور دوستان عزیز مرخص میشم ولی وبلاگ راز یار ۲ همچنان باقیست و به وبلاگهای زیباتون سر میزنم

به امید دیدار و خدا نگهدارتون

 

 

 

قحطی عشق

زمانه غريبي است ، پر از اندوه و پر از غم و غصه در دل عاشقان

قحطي عشق فرا رسيده است

در دلها بذ رمحبت پاشيده نمي شود و اگر هم اين بذر در دل انسانهاست بعد از مدتي كوتاه

خشك مي شود

محبت ريشه عشق و دوستي است ، اما ريشه محبت كم ياب شده است

باران عشق نمي بارد آسمان همچنان آرام است

چشمه عشق خشك خشك است ، و دشت عشق همچنان مثل يك كوير است

گلهاي اين سرزمين همه خشك شده ، و پرندگان همه از اين سرزمين كوچ كرده اند و به

سرزمين دوستي ها رفته اند

سرزميني كه تا چندي بيش پر از گلهاي عشق و محبت ، پر از پرندگاني كه آواز عاشقي را

مي خواندند ، پر از چشمه هاي خروشان ، هميشه باراني و سر سبز بود اينك ديگر يك كوير

بي محبت و تنها شده است

دل هاي انسان ها همه خشك مثل اين سرزمين شده است

ديگر نه محبتي در دلهاست و نه عشقي!!!

قحطي عشق فرا رسيده و تا زماني كه بذر محبت پاشيده نشود همچنان ادامه خواهد

داشت

بايد به انتظار كسي نشست كه بيايد و بذر عاشقي را دوباره بكارد

بذري كه بايد به آن خوب رسيد تا حاصلي پر از محبت دهد

بايد با يكرنگ بودن ، يكدل بودن ، صداقت و عشق بذر محبت را در دلها كاشت

بيايم و ما همان كسي باشيم كه بذر محبت را خواهيم كاشت

بذري كه ديگر حاصلش خشك نشود ، اين بار بيايم و از ته دل و از تمام وجود اين بذر را در دلها

بريزيم

بيايم و ما اين بار از ته دلمان عاشق شويم با صداقت با يكرنگي

بيايم و ليلي و مجنون دوم قصه ها وافسانه ها شويم

بيايم تا قحطي عشق همه دنيا را فرا نگرفته بذر آن را در دل همه عاشقان بريزيم

 متن از مهدی لقمانی

 

 

 

نوشته شده توسط مرجان {آ} كاش كسي به تو از من مي گفت {آ} در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 ساعت 12:28 موضوع: | لينک ثابت


لذتي که در فراق هست در وصال نيست چون در فراق شوق وصال هست و در وصال بيم فراق

تنها با گلها گویم غمها را

 

تنها با گلها گويم غمها را
چه كسي داند ز غم هستي چه به دل دارم
به چه كس گويم شده روز من چو شب تارم

نه كسي آيد نه كسي خواند
ز نگاهم هرگز راز من
بشنو امشب غم پنهانم
كه سخنها گويد ساز من
تو نداني تنها همه شب باگلها
سخن دل را ميگويم من
چو نسيمي آرام كه وزد بر بستان
همه گلها را ميبويم من
تنها با گلها گويم غمها را
چه كسي داند ز غم هستي چه به دل دارم
به چه كس گويم شده روز من چو شب تارم

چون ابري سرگردان
ميگريد چشم من در تنهايي
اي روز شاديها كي باز آيي
امشب حال مرا تو نميداني
از چشمم غم دل تو نميخواني
امشب حال مرا تو نميداني
از چشمم غم دل تو نميخواني
تنها با گلها گويم غمها را
چه كسي داند ز غم هستي چه به دل دارم
به چه كس گويم شده روز من چو شب تارم

                                       

 

 

نوشته شده توسط مرجان {آ} كاش كسي به تو از من مي گفت {آ} در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 ساعت 4:38 موضوع: | لينک ثابت


لذتي که در فراق هست در وصال نيست چون در فراق شوق وصال هست و در وصال بيم فراق

بهار زندگی در بهاری دیگر

و اینک یک سال گذشت و راز یار۲یک ساله شد

یک سال ویک بهار دیگه هم از عمرم گذشت

بهار زندگی در بهاری دیگر

آنگاه که فصل بهار طلوع کرد ، فصل سبز زندگی ام نیز فرا رسید ....

آنگاه که همه جا پر از سرسبزی و طراوت شد چشمهای من نیز این دنیا را دید!

بهار آمد ، بهار من و زندگی !

تولدی دیگر در یک بهار دیگر ، تولد من و تولد فصلها !

طلوع یک سال دیگر ..... و همچنان لحظه ها میگذرد و امروز روز دوباره است !

دوباره بهار ، دوباره من و یک زندگی تازه در سالی نو !

آنگاه که شکوفه ها باز میشوند و پرندگان با شور و شوق آواز میخوانند در اولین لحظه یک

دنیای سبز را میبینم !

کاش دنیای من تا ابد مثل امروز همیشه سبز باشد ...

وقتی که دنیا را دیدم با خود گفتم چه دنیای سبزیست ، اما نمیدانستم این دنیا خزانی دارد ،

زمستانی دارد .... نمیدانستم که این سرسبزی همیشگی نیست!

امروز روز تولد من است ، تولدی در آغازی دیگر!

کاش فصلهای زندگی ام مثل امروز ، مثل این طلوع دوباره سبز سبز بود.....

 

 

نوشته شده توسط مرجان {آ} كاش كسي به تو از من مي گفت {آ} در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 ساعت 22:41 موضوع: | لينک ثابت


لذتي که در فراق هست در وصال نيست چون در فراق شوق وصال هست و در وصال بيم فراق

بهار آمد

                

بهـــار آمد

بیا ای نو بهار من کجایی تــو         ز دستت سینه پر خون است  

چه گویم حال من چون است

بیا دلبر

بیا دلبر که مجنونت بیابان گرد و هم دیوانه خواهد شد

علاج من دوای من شفای من کجایی تو

بهشت من خدای من کجایی تو

دوای من شفای من کجایی تو

 

در اعماق قلبم اتشی فروزان است

در اعماق قلبم اشتیاقی برای شروع عشق جان گرفته است

من از شوق احساساتم می میرم

و دنیای من با رویاهایم جان می گیرد

و من در رویاهایم زندگی از سر میگیرم

تو قلب و روح من هستی

هرجا که روم شعله عشق تو را زنده نگه خواهم داشت

و با تو خواهم ماند

تو روح و روانم هستی

و من حس می کنم شکوفاهی عشقمان را

تو جان و دل من هستی

و این تنهای چیزیست که بدان ایمان دارم

بگذار درها دا ببندیم و قلب سوزان مرا باور کنی

ارام بگیر و دریچه های قلبت را بر من بگشا

بگذار تا شمها بسوزن و وجودت در من ذوب گردد

چرا که من در رویاهایت زندگی می کنم

اری تو روح و روان من هستی

و من هر جا که بروم عشق تو را زنده نگه خواهم داشت

و با تو خوام ماند

 

 

نوشته شده توسط مرجان {آ} كاش كسي به تو از من مي گفت {آ} در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 ساعت 21:17 موضوع: | لينک ثابت


لذتي که در فراق هست در وصال نيست چون در فراق شوق وصال هست و در وصال بيم فراق

گمشده ام

 

   

گمشده ام
گمشده ام ، در یک قفس سرخ
در یک باغ پر از گلهای سرخ محبت و عشق
گمشده ام در قلب یک عاشق
در قلب یک مجنون
گمشده ام ، در یک آغوش گرم
در دشت پر از آرزو و امید
گمشده ام ، در کنار دریا
لحظه غروب خورشید
درون دستهای گرم یک معشوق
گمشده ام ، در کوهستان و صحرا
در آسمان و این دنیا
من یک گمشده پر آوازه ام
یک گمشده در دنیای قلبها
آری همانم که دلم میخواهد

تا آخر دنیا همان گمشده
در آن قلب سرخ باقی بمانم
آری من همانم که مجنونم
و تو همانی که سالها در جستجوی اویم
من همانم که عاشقم
و تو همانی که همیشه در پناه اویم
گمشده ام در این قلب سرخ و مهربانت
زنده مانده ام با عطر نفسهایت
آن صدای مهربانت
و با آن خونی که در قلبت جاریست
آری من همانم که تو میخواستی
و تو همانی که من آرزویش را داشتم
گمشده ام در یک خانه دل سرخ
در یک دشت سرخ
گمشده ام و دیگر نمیخواهم پیدا شوم
دلم میخواهد همیشه و همیشه
در این قلب مهربانت گمشده باشم ای نازنینم

متن از مهدی لقمانی

دکلمه با صداي مهدي لقماني

گمشده ام

                                                                      

 

 

نوشته شده توسط مرجان {آ} كاش كسي به تو از من مي گفت {آ} در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 ساعت 19:33 موضوع: | لينک ثابت


لذتي که در فراق هست در وصال نيست چون در فراق شوق وصال هست و در وصال بيم فراق

بگو كجاي؟

 

به سوي تو

به شوق روي تو

به طرف كوی تو

سپيده دم آيم

مگر تو را جويم

 بگو كجاي؟

نشان تو گه از زمين گاهی ز آسمان جويم

ببين چي بي پروا ره تو ميپویم

بگو كجاي؟

كي رود رخ ماهت از نظرم نظرم !

به غير نامت كي نام ديگر ببرم !

اگر تو را جويم  حديث دل گويم !

بگو كجاي؟

برای دیدن دوباره ات

به تک درخت معجزه عشقمان دخیل بستم

وبه انتظارت نشستم

برای دیدن دوباره ات

تمام جاده های بی انتها را پیمودم

انچنانکه جاده از من گریخت

ناگهان از قلبم

صدای تو طنین انداز شد

که به گوشم رسید.

من اینجا هستم اینجا

تو در انجا

به دنبای کی میگردی؟

 

 

 

نوشته شده توسط مرجان {آ} كاش كسي به تو از من مي گفت {آ} در جمعه پنجم بهمن 1386 ساعت 16:32 موضوع: | لينک ثابت


لذتي که در فراق هست در وصال نيست چون در فراق شوق وصال هست و در وصال بيم فراق

 

 

نوشته شده توسط مرجان {آ} كاش كسي به تو از من مي گفت {آ} در جمعه بیست و هشتم دی 1386 ساعت 21:54 موضوع: | لينک ثابت


لذتي که در فراق هست در وصال نيست چون در فراق شوق وصال هست و در وصال بيم فراق

در خیال تو

 

در خیال تو

در خلوت خیال تو   ره می دهم تو را

                                   نا دیده روی تو   اتش زند بما

یکشب چو  ان نسیم  بگذرد ز کوی دل

                                گر می روی بزن  لبخند بروی دل

نامت نمی برم  زیرا که این زبان

                                 سوزد زنام تو   هر گه کنم بیان 

شهرزاده ام تویی  روزی در این امید

                                 بینم رخ تو را  چون شبنمی سپید....

 

 

 

نوشته شده توسط مرجان {آ} كاش كسي به تو از من مي گفت {آ} در جمعه چهاردهم دی 1386 ساعت 20:55 موضوع: | لينک ثابت


لذتي که در فراق هست در وصال نيست چون در فراق شوق وصال هست و در وصال بيم فراق

 


T E M P L A T E     D E S I G N E D     B Y     A B 2 R R E Z A    

nimeyepenhan25.blogfa.com

http://ava--kiarash.pochta.ru/flashcard%2Fshahab+bokharaii%2FShahab+Bokharaei+-+Shahre+Eshgh.mp3