|
|
|||
|
|
|
||
|
{آ} {آ} {آ} فهرست اصلي آرشيو موضوعي دوسـتان
ترا و مرا ؛ بي من و تو ، بن بست خلوتي بس
بنده نواز((هرچی واز هر کجا که رسید))
غوغای عشق در دفتر عشق(´´مهدی لقمانی´´)
***...خدایا فقط تو را دارم...***
عاشق.تنها.(¯`·..·´¯)~~>(¯`·..·´¯). .تنهایی.(¯`·..·´¯)
صدایی دلنشین تراز دیگران آهنگهایی دل نشین
عــاشـــقـــان دیــــوانـه نــیـسـتــنـد
تنها عشق من...برای تو...می نویسم
خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
جک اس ام دانلود عاشقانه اقا فرهاد
آري تا شقايق هست زندگي بايد کرد(علی جون)
๑۩۞۩๑ آخــرین نـــفس ๑۩۞۩๑ مهبان
اهای تو که این همه دوری ازمن مریم جون
.~^~._ راز عشق _.~^~. سارا و سامان جون
هر کی دلش سوخته بیاد تو (مرجان جون)
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند(´´اقا سعید´´)
به زیرخاکم و هنوز نرفتی از خیال من
صدای پای نسیم(علی میر شمس(شیدا)
برای او که همیه وجودم برای اوست
به نام اون مهربونی که منو دیونه تو کرد
تــــا ســـبـــز شـــــوم از عــــشــــق
خیابان نقره ای ( علیرضا محمدی)
افسوس و صد افسوس که...........(مهسا جون)
تا ابد منتظرت میمانم ( رضا جون)
"نژاد آریایی؛ نـــژاد برتــــر"
*•.ღ♥ஜ☆★پسران جزیره آرزوها★☆♥ღஜ.•
کوه ها ,غارها,قلعه های مازندران
(بهترین آموختنی ها وسرگرمی ها )
ز تز یا ت کتا بمسر تست .. ( رخ سه بهمنی)
کاراته ساساکی ها شوتوکان استان یزد پيوندهاي روزانه نوشته هاي پيشين طراح قالب |
|
قحطی عشق
دوستان عزیز ضمن عرض سلام خدمت تک تک شما عزیزان از اینکه تا این مدت با وبلاگ راز یار ۲ همراه بوده اید از تک تک شما عزیزان کمال تشکر را دارم. برای مدت زمانی شاید طولانی از حضور دوستان عزیز مرخص میشم ولی وبلاگ راز یار ۲ همچنان باقیست و به وبلاگهای زیباتون سر میزنم به امید دیدار و خدا نگهدارتون
قحطی عشق زمانه غريبي است ، پر از اندوه و پر از غم و غصه در دل عاشقان… قحطي عشق فرا رسيده است… در دلها بذ رمحبت پاشيده نمي شود و اگر هم اين بذر در دل انسانهاست بعد از مدتي كوتاه خشك مي شود… محبت ريشه عشق و دوستي است ، اما ريشه محبت كم ياب شده است… باران عشق نمي بارد آسمان همچنان آرام است… چشمه عشق خشك خشك است ، و دشت عشق همچنان مثل يك كوير است… گلهاي اين سرزمين همه خشك شده ، و پرندگان همه از اين سرزمين كوچ كرده اند و به سرزمين دوستي ها رفته اند… سرزميني كه تا چندي بيش پر از گلهاي عشق و محبت ، پر از پرندگاني كه آواز عاشقي را مي خواندند ، پر از چشمه هاي خروشان ، هميشه باراني و سر سبز بود اينك ديگر يك كوير بي محبت و تنها شده است… دل هاي انسان ها همه خشك مثل اين سرزمين شده است… ديگر نه محبتي در دلهاست و نه عشقي!!! قحطي عشق فرا رسيده و تا زماني كه بذر محبت پاشيده نشود همچنان ادامه خواهد داشت… بايد به انتظار كسي نشست كه بيايد و بذر عاشقي را دوباره بكارد… بذري كه بايد به آن خوب رسيد تا حاصلي پر از محبت دهد… بايد با يكرنگ بودن ، يكدل بودن ، صداقت و عشق بذر محبت را در دلها كاشت… بيايم و ما همان كسي باشيم كه بذر محبت را خواهيم كاشت… بذري كه ديگر حاصلش خشك نشود ، اين بار بيايم و از ته دل و از تمام وجود اين بذر را در دلها بريزيم … بيايم و ما اين بار از ته دلمان عاشق شويم با صداقت با يكرنگي … بيايم و ليلي و مجنون دوم قصه ها وافسانه ها شويم… بيايم تا قحطي عشق همه دنيا را فرا نگرفته بذر آن را در دل همه عاشقان بريزيم…
نوشته شده توسط مرجان {آ} كاش كسي به تو از من مي گفت {آ} در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 ساعت 12:28 موضوع: | لينک ثابت
تنها با گلها گویم غمها را
تنها با گلها گويم غمها را
نوشته شده توسط مرجان {آ} كاش كسي به تو از من مي گفت {آ} در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 ساعت 4:38 موضوع: | لينک ثابت
بهار زندگی در بهاری دیگر
یک سال ویک بهار دیگه هم از عمرم گذشت بهار زندگی در بهاری دیگر آنگاه که همه جا پر از سرسبزی و طراوت شد چشمهای من نیز این دنیا را دید! بهار آمد ، بهار من و زندگی ! تولدی دیگر در یک بهار دیگر ، تولد من و تولد فصلها ! طلوع یک سال دیگر ..... و همچنان لحظه ها میگذرد و امروز روز دوباره است ! دوباره بهار ، دوباره من و یک زندگی تازه در سالی نو ! آنگاه که شکوفه ها باز میشوند و پرندگان با شور و شوق آواز میخوانند در اولین لحظه یک دنیای سبز را میبینم ! کاش دنیای من تا ابد مثل امروز همیشه سبز باشد ... وقتی که دنیا را دیدم با خود گفتم چه دنیای سبزیست ، اما نمیدانستم این دنیا خزانی دارد ، زمستانی دارد .... نمیدانستم که این سرسبزی همیشگی نیست! امروز روز تولد من است ، تولدی در آغازی دیگر! کاش فصلهای زندگی ام مثل امروز ، مثل این طلوع دوباره سبز سبز بود.....
نوشته شده توسط مرجان {آ} كاش كسي به تو از من مي گفت {آ} در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 ساعت 22:41 موضوع: | لينک ثابت
بهار آمد
بیا ای نو بهار من کجایی تــو ز دستت سینه پر خون است چه گویم حال من چون است بیا دلبر بیا دلبر که مجنونت بیابان گرد و هم دیوانه خواهد شد علاج من دوای من شفای من کجایی تو بهشت من خدای من کجایی تو دوای من شفای من کجایی تو
در اعماق قلبم اشتیاقی برای شروع عشق جان گرفته است من از شوق احساساتم می میرم و دنیای من با رویاهایم جان می گیرد و من در رویاهایم زندگی از سر میگیرم تو قلب و روح من هستی هرجا که روم شعله عشق تو را زنده نگه خواهم داشت و با تو خواهم ماند تو روح و روانم هستی و من حس می کنم شکوفاهی عشقمان را تو جان و دل من هستی و این تنهای چیزیست که بدان ایمان دارم بگذار درها دا ببندیم و قلب سوزان مرا باور کنی ارام بگیر و دریچه های قلبت را بر من بگشا بگذار تا شمها بسوزن و وجودت در من ذوب گردد چرا که من در رویاهایت زندگی می کنم اری تو روح و روان من هستی و من هر جا که بروم عشق تو را زنده نگه خواهم داشت و با تو خوام ماند
نوشته شده توسط مرجان {آ} كاش كسي به تو از من مي گفت {آ} در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 ساعت 21:17 موضوع: | لينک ثابت
گمشده ام
گمشده ام
تا آخر دنیا همان گمشده متن از مهدی لقمانی دکلمه با صداي مهدي لقماني
نوشته شده توسط مرجان {آ} كاش كسي به تو از من مي گفت {آ} در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 ساعت 19:33 موضوع: | لينک ثابت
بگو كجاي؟
به سوي تو به شوق روي تو به طرف كوی تو سپيده دم آيم مگر تو را جويم بگو كجاي؟ نشان تو گه از زمين گاهی ز آسمان جويم ببين چي بي پروا ره تو ميپویم بگو كجاي؟ كي رود رخ ماهت از نظرم نظرم ! به غير نامت كي نام ديگر ببرم ! اگر تو را جويم حديث دل گويم ! بگو كجاي؟ برای دیدن دوباره ات به تک درخت معجزه عشقمان دخیل بستم وبه انتظارت نشستم برای دیدن دوباره ات تمام جاده های بی انتها را پیمودم انچنانکه جاده از من گریخت ناگهان از قلبم صدای تو طنین انداز شد که به گوشم رسید. من اینجا هستم اینجا تو در انجا به دنبای کی میگردی؟
نوشته شده توسط مرجان {آ} كاش كسي به تو از من مي گفت {آ} در جمعه پنجم بهمن 1386 ساعت 16:32 موضوع: | لينک ثابت
نوشته شده توسط مرجان {آ} كاش كسي به تو از من مي گفت {آ} در جمعه بیست و هشتم دی 1386 ساعت 21:54 موضوع: | لينک ثابت
در خیال تو
در خیال تو
در خلوت خیال تو ره می دهم تو را نا دیده روی تو اتش زند بما یکشب چو ان نسیم بگذرد ز کوی دل گر می روی بزن لبخند بروی دل نامت نمی برم زیرا که این زبان سوزد زنام تو هر گه کنم بیان شهرزاده ام تویی روزی در این امید بینم رخ تو را چون شبنمی سپید....
نوشته شده توسط مرجان {آ} كاش كسي به تو از من مي گفت {آ} در جمعه چهاردهم دی 1386 ساعت 20:55 موضوع: | لينک ثابت
|
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y A B 2 R R E Z A |
|||